چند وقتی بود با این کلمه مشکل داشتم و اصلا نمی دونستم معنیش یعنی چی تا اینکه جمعه به همراه دخترم رفتیم برای امتحان کنکور .

خیل جمعیت با دخترانشون امده بودن ، بعضی ها با تک والدین بعضی ها هم با کل خانواده به همراه زیلو و وسایل راحتی ، از استرس زیاد به جمعیت نگاه نکردم فقط حواسم به دخترم بود که مشکلی برای سلامتیش پیش نیاد از بس که تو این مدارس الکی کنکور رو بزرگ می کنن اون هم نه برای خود کنکور صد البته برای ثبت نام در کلاسهای کنکور ، انقدر به این بچه ها استرس می دن که فکر کن تنها راه سعادت رفتن به دانشگاه و بعد هم علافی و بیکاری بعد از گرفتن مدرکه، خلاصه با هزار سلام و صلوات دخترم رو به سر جلسه فرستادم و منتظر شدم ببینم خبری میشه یا نه یک ربعی دم دانشگاه ایستادم تا خیالم راحت شد که بچه به سلامتی امتحان رو شروع کرده

به اطراف نگاه کردم ، خیلی جالب بود اکثرا قران یا مفاتیح اورده بودند و یک گوشه نشسته بودند و برای قبول فرزندشون می خونند از همه جالب تر اونی بود که زیارت عاشورا اورده بود و به یزدی و معاویه و ابن مرجان فحش و بدی و بیراه می گفت که بجه اش بره دانشگاه. از ایستادن یک جا خسته شدم و جند قدمی راه رفتن مواجه شدم با خانم هائی که معلوم بود بار اولشون نیست و زیلوی و نون و پنیری و میوه ای اورده بودند بساط صبحانه با اهل خانواده راه انداخته بودند دیدنی و اونطرف تر بعضی از این خانمها پا فراتر گذارده بودند و بساطی از حرفهای گفتنی خودشون رو روی زیلوهای از قبل پهن کرده برای خریدارهای اون صحبتها باز کرده بودند کمی جلو تر رفتم یک خانمی رو دیدم که معلوم بود سواد درست و حسابی نداره ولی طفلک انچنان تمام مطالب دفترجه ازمون، اطلاعات مربوطه به رشته ها ، تعداد شرکت کننده در کلیه مقاطع تحصیلی و ... از حفظ بود که بعید می دونم خود مطلعین اموزش عالی هم این اطلاعات رو انقدر دقیق می دونستند. نگاهم به گوشه ای جلب شد چند نفری دور یک خانم جمع شده بودند به سمتشون رفتم طفلکی چای نذری گذاشته بود برای قبولی فرزندش در کنکور اشکم نا خواسته سرازیر شد یعنی در کشور ما فقط کنکور دادن و دانشگاه رفتن اخر هر ارزوی برای فرزندانمون هست یعنی ما دیگه برای فرزندانمون هیج هدفی نداریم ایا این طفل معصوم ها هیچ تفریحی هیچ امیدی هیچ ارزوی دیگه در این کشور ندارن جز رفتن به دانشگاه، اشکام رو یواشکی پاک کردم و اونجا فهمیدم معنی کلمه نذر فرهنگی یعنی چی