هیچ کس(تخلص نویسنده) را بدیدمدی شادان و مسرور همی پریدندی و با نهیب، یافتم ، یافتم، گوفتندی

بدو گوفتم: مر تو را چه باشد که جفت ، جفت پریدندی و یافتم ، یافتم براوری ، مر تور فیثاغورسی ؟ یا ارشمیدوس

مر مرا گوفت: نکه فیثاغورس و ارشمیدوس، که مرآنرا یافت می نشود یافتم

گوفتم چه:؟!!

گوفت: مر نه این است که گوفتند تورم یک رقمی باشد و همه چیز چند رقمی افزایش گرفت

گوفتم: بلی

گوفت: یافتم، گر بر خاک نشینی نویسم

گوفتم: بر خاک چه باید که این همه کاغذ و دفتر بهر چیست

گوفت: بر خاک نبیسم که هر کور گذر کرد پاک گردد و در هیچ عدالت گاه بر محاکمه نگیرند

گوفتم: نبیس

گوفت: در اول سال مرغ ۱۵۰۰ باشد و حال ۳۷۰۰ ، گوشت ۸۶۰۰ و حال۲۸۰۰۰

گوفتم: خب این هم تو دانی و هم من

گوفت: گر اول و انتها کسر کنی، بینی بیش از ۵۰٪ بالا

گوفتم: خب

گوفت: گر ۵۰ را به حروف کنی گردد پنجاه

گوفتم: خب

گوفت: خب و زهر مار، خب و درد بی درمون ، خب و زهر حلاحل مر مرا سخره گرفتی یا آب است در سواد؟ یا توراست از ناکجا آّباد مدرک مگر نه این است که پنجاه یکی است پس بیش از پنجاه هم یکی است چون بیش جزء عدد نباشد پس یک رقم است

گوفتم: ها فهمیدم