پنبه در گوش
هيج کس را بديدمدي پنبه درگوش به موعظه همت همي کردي و در کوي و برزن پند همي دادي که دروغ نبايد گفت بد نشايد کرد همه گان خدا بايد ديد و ...
بدو گوفتم اي رفيق پنبه است در گوش
گوفت: دانم
گوفتم :پس علت چست
گوفت: مگر نشنيدي که رطب خورده منع رطب کي کند؟ پنبه در گوش بايد که هرچه خواهي گوي و هرچه خواهي خود کني! چون رطب خورده منع رطب نتواند کرد ، رطب در دهان مشکل نباشد
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 7:21 توسط امیر متین
|
این وبلاگ تنها برای حمایت از مردان بی سرپرست سرپرست خانوار نوشته شده است