بی خانمان
ساعت 23 شب خسته و کوفته به سمت خانه می رفتم در روی نیمکت های کنار پیاده رو نظرم به یک فرد بازیافتی افتاد که چه جالب وسایلش را زیر سرش گذاشته بود و پتوئی که نمی دانم از کجا تهیه کرده بود بر روی خود کشیده بود و بر روی نیمکت خوابیده بود کمی دقت بیشتری کردم دیدم وسایلی که جمع کرده را بالای سر خودش قرار داده شاید بخاطر اینکه دزدی نبرد!.
ساعت 5:30 صبح به قصد محل کار از خانه خارج شدم و دیدم او همچنان بر روی ان نیمکت ارام خوابیده خنده ام گرفت و با خود گفتم بی خانمان توئی یا من !!!!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 9:32 توسط امیر متین
|
این وبلاگ تنها برای حمایت از مردان بی سرپرست سرپرست خانوار نوشته شده است