غرق شدن در بین صندلی های ون
طبق معمول هر بعدازظهر با ون شرکت به سمت منزل حرکت کردیم .... در این سالها من عادت کردم که در ماشین بخوابم ..... من قد بلندی دارم و در صندلی جلو و ردیف دوم قسمت عقب ون جا می شوم .... صندلی جلو را یکی از دوستان اشغال کرد و بخاطر دوست دیگری هم صندلی ریف دو را از دست دادم .... در صندلی ردیف اول به زور خودم را جا کردم ..... پشت به شیشه سمت چپ کردم که سرم با قسمت بالائی برخورد کرد پس مجبور شدم پشت به صندلی کوجک سمت راست کنم و پاهای بلندم را هم به دیوار سمت چپ متمایل کنم .... به همین دلیل نتوانست خوب روی صندلی جا شوم ..... همین که ماشین راه افتاد خوابم گرفت و خوابیدم قبل از خواب هم پیش خودم گفتم..... نکنه ترمز شدید کنه به سمت شیشه جلو پرت شوم...... همین هم شد راننده با سرعت شروع به حرکت کرد و من هم خواب بودم متوجه چیزی نشدم تا اینکه به یک ترافیک رسید و یک ترمز ناگهانی کرد من به سمت چلو با پهلوی سمت راست خودم شدم و یک ترمز دیگر کرد که به سمت شیشه رفتم.... دستهایم را پشت صندلی نفر جلوئی گرفتم و از برخورد خودم با شیشه جلو ممانعت به عمل اوردم که در همین هین ماشین ایست کاملی کرد و من بین صندلی ردیف جلو و پیشخوان جلوی ون قرار گرفتم و تا ته داخل ماشین پائین رفتم .... همکار ران گران قدر هم با دیدن این صحنه زدن زیر خنده ... من بدبخت هم ان وسط مثل لاکپشت برگشته دست و پا می زدم و گیر کرده بودم.......
البته این اولین باری نبود که این ماشین بلا سر من می اورد دفعه قبل هم یک جای بسیار بد نگهداشت همین که امدم از ماشین پیاده شوم پایم درون یک چاله بدون حفاظ رفت و سکندری خوردم و افتادم در روی چمنهای پیاده رو .....
این وبلاگ تنها برای حمایت از مردان بی سرپرست سرپرست خانوار نوشته شده است